الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

71

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

علاجيه نام دارد . در اين اخبار آمده است كه : فاذن فتخيّر . * حاصل مطلب در مباحثى كه گذشت چيست ؟ اين است كه اصوليين حرفهايشان در علم اصول در اين دو مسئله روى قاعدهء اوليّه است و در علم فقه براساس قاعدهء ثانويه . در نتيجه اين دو مسئله ( مسئله قاعدهء اوليّه و مسئلهء قاعدهء ثانويه ) باهم متفاوت و از هم جدا بوده و با اين نتيجه اشكال وارد شده برآن مرتفع مىگردد . * منظور شيخ از عبارت ( فتأمّل ) چيست ؟ اشاره به اين دارد كه اگر شيخ توجيهات ما از اشكالات مزبور بد نيست و لكن خيلى هم قابل قبول و دلپذير نيست و اين در بيانات ما روشن است : فىالمثل ما گفتيم : ناقل و مقرّر مربوط به شبههء وجوبيّه است و مبيح و حاظر مربوط به شبههء تحريميّه ، در نتيجه دو مسئله مختلف و متفاوت‌اند چرا كه اين دو شبهه متمايزاند . در حالى كه علّت ذكر شده از ناحيهء اين حضرات مشتمل بر شبههء وجوبيّه و تحريميّه هر دو مىباشد . فى المثل در ناقل و مقرّر گفتند : ناقل مقدّم است به اين علت كه : الاصل فى الكلام التأسيس . آيا اين كلام هر دو شبهه را شامل نمىشود ؟ چرا شامل مىشود . به چه دليل ؟ به اين دليل كه آن حديثى كه مىگويد : دعا عند الهلال واجب ناقل و مؤسس است و آن ديگرى هم كه مىگويد : شرب التتن حرام باز ناقل و مؤسس است . پس ناقل هم دربرگيرندهء حديث دال بر حرمت است ، هم دربرگيرندهء حديث دال بر وجوب . * پس آنكه مىگويد مقرّر است چه مىگويد ؟ مىگويد : مقرّر ، هم شامل حديثى مىشود كه دلالت بر عدم وجوب دعا عند الهلال دارد هم شامل حديثى مىشود كه دلالت بر حرمت شرب تتن دارد پس تفاوتى در كار نيست . * نتيجهء اين تأمل چيست ؟ سخنان شيخ كه فرمود : حرفهايى كه پيرامون مسئله در اصول زده‌اند براساس اصل اوّلى و آنچه در فقه فرموده‌اند روى اصل ثانوى است ، خيلى مطابق با واقع نيست زيرا اصوليينى كه در فقه فرموده‌اند : التخيير براساس اصل ثانوى نگفته‌اند ، بلكه روى اصل اوّلى گفته‌اند : التخيير ، چرا كه اصل اوّلى در متعارضين التخيير است و آنها كه در اصول فرموده‌اند : التخيير ، باز براساس اصل اوّلى اين حرف را زده‌اند . * پس تفاوت مطلب و سر قضيه در كجاست ؟ در اينجاست كه اصل اوّلى در نظر حضرات متفاوت بوده است بدين نحو كه يكى گفته : الاصل الاوّلى ، التأسيس ، ديگرى گفته الاصل الاوّلى ، التأكيد و ديگرى فرموده : التخيير .